ادامه مطلب حیات 3
تكامل گياهان مقدمه در بين سيارات منظومه شمسي تنها زمين براي زندگي و حيات مناسب است. يكي از علل آن اندازه صحيح اين سياره است. در سيارات بزرگ نيروي جاذبه به قدري زياد است كه تراكم بيش از حد اطراف آنها شده و در نتيجه نور خورشيد كه منبع حياتي است به سطح آنها نميتابد. از طرف ديگر در سيارات كوچكتر از زمين نيروي جاذبه به قدري كم است كه اكسيژن در اطراف آن باقي نميماند. درجه حرارت سياره ونوس كه همسايه زمين و به خورشيد نزديك است به قدري زياد است كه آب نميتواند در سطح آن به صورت مايع باقي بماند. حيات در پروتروزوئيك اولين آثار جلبكهاي آبي در بالتيك يافت شده است. شكل آن كيسهاي كوچك و كوتاه است. نام اين فسيل ، كورسيوم انيگماتيكم بوده و سن آن را مربوط به 3000 سال قبل ميدانند. اگر تياركها كه از فسيلهاي ميكروسكوپي گياهي هستند كه در اين زمانه شناخته شدهاند. اين فسيلها در رسوبات دريايي يافت شدهاند و جزء گياهان اولي بوده است. حيات در پالئوزوئيك از گياهان بيگل نهانزاوان آوندي در اين دوران توسعه فراوان داشتهاند. گياهان گلدار نيز در اواخر دونين و اوائل كربونيفر ظاهر نمودهاند. گياهان خشكي از جمله نهانزاوان آوندي در دونين توسعه يافتند. به همين سبب دوران ديرينه زيستي را به اسم دوران نهانزادان آوندي مينامند. ميان گياهان سه تيره دم اسبيان ، پنجهگرگيان و پتهريدوفيتها در دونين شناخته شدهاند. رشد و توسعه گياهان در دوره كربونيفر به حداكثر رسيد. آثار توسعه زيادي در دوره كربونيفر بر جاي ماندهاند. حيات در مزوزوئيك نهانزاوان آوندي كه در دوران پالئوزوئيك توسعه زياد داشتند در اين دوران رو به نقصان گذاشته ولي در عوض بازدانگان و نهاندانگان از گياهان مهم اين دوران به شمار ميروند. حيات در دوره ترياس جلبكها از مهمترين گياهان دريايي دوره ترياس ميباشند كه آثار آنها در رسوبات آهكي اروپا و اطراف مديترانه وجود دارد. نهاتراوان آوندي بخصوص سرخسها در اين دوره فراوان بودهاند. لازم به ذكر است كه در ترياس به علت وجود آب و هواي خشك براي رشد و توسعه گياهان مناسب نبوده است. حيات در دوره ژوراسيك راديولرها و روزنهداران از ميكروفسيلهاي شاخص ژوراسيك هستند. حيات در دوره كرتاسه گياهان نهاندانه در دوره كرتاسه ظهور و توسعه يافتهاند. بنابر اين تمام گروههاي گياهي از اين دوره به بعد وجود دارند. آب و هواي دوره كرتاسه گرم و ملايم بوده است. وجود فسيلهاي گياهي شبيه انجير در نواحي شمالي نشاندهنده آن است كه در اين دوره قسمتهاي شمالي از يخ پوشيده نبوده است. حيات در دوران سنوزوئيك در ميان گياهان دوران سنوزوئيك جلبكهاي آهكي از اهميت خاصي برخوردار هستند كه در بيشتر رسوبات دريايي به حالت فسيل ديده شدهاند. از گياهان تك لپه تيره نخلها و از گياهان دولپه درختان بيد ، مو ، تبريزي و انجير به حالت فسيل شناخته شدهاند. وجود انواع گياهان گلدار نشاندهنده تغييرات درجه حرارت در 10ميليون سال گذشته است و تعداد اين گياهان با معدل درجه حرارت رابطه مستقيم دارد. وجود گياهان مختلف در جنوب آلاسكا بيانگر اينست كه معدل حرارت ساليانه در اثر سن مياني حدود 22 درجه سانتيگراد بوده است. حيات در نئوژن تغييرات آب و هوايي باعث پيدايش گروههاي جديد گياهي در خشكي شد. مثلا گياهان علفي مثل كاهو و آفتابگردان كه در آب و هواي سرد و خشك رشد ميكنند، از اوائل نئوژن گسترش يافتند. از اين گياهان حدود 1300 گونه تاكنون شناخته شده است. در طول عمر دوره نئوژن مهمترين تغييرات حياتي از قبيل گسترش چمنزارها ، علفهاي هرز اتفاق افتاده است. كوارترنري بطور كلي گياهان كوارترنري شبيه به گياهان دوره نئوژن و گياهان امروزي بودهاند. در موقعي كه يخچالها توسعه يافتهاند گياهان مشخص سرد مانند بيد و گياهان علفي توسعه پيدا كردند. برعكس در مواقع ذوب يخچالها گياهان نواحي گرم مانند ماگنوليا در آمريكا ديده شدهاند.B]تكامل جانوران [/b] مقدمه مسلما سنگوارههاي موجود در سنگها براي مطالعه حياط و تكامل موجودات گذشته كامل و كافي نيستند. زيرا تعداد زيادي ياختههاي موجودات زنده قبل از مدفون شدن و يا بعد از آن تحت تاثير عوامل مختلف از بين ميروند. تركيبات شيميايي نيز كه بيانگر آثار حياتي هستند در اثر عوامل مختلف به نحوي تغيير ميكند كه به راحتي قابل شناخت نميباشد.موجودات زنده اوليه از نوع تك ياختهاي بودند كه از آنها آثار معدودي بر جاي مانده است. استروماتوليتها از نمونههاي فسيلي هستند كه به تعداد نسبتا زياد در رسوبات پركامبرين بر جاي ماندهاند، اين فسيلها در مقطع به شكل لايههاي چين خورده ديده ميشوند. قديمي ترين آثار استروماتوليتي به سن 3.4 تا 3.5 بيليون سال در غرب استراليا گزارش شده است. حيات در پروتروزوئيك آغاز پيدايش حيات را به 4600 ميليون سال قبل تخمين ميزنند. به علت وسعت سنگهاي دگرگوني در پروتروزوئيك آثار و بقاياي موجودات كمتر باقي مانده است. در سال 1883 والوچ (Walcoh) به آثار فسيلهاي آهكي با ساختمان دايرهاي متحدالمركز كه از جلبكهاي آهكي يا اسفنجها به حساب ميآيند پي برد كه بعدا به استروماتوليت معروف شدند. آثاري از مرجانها و باز و پايان مانند لينگوللا (Lingulella) و خارداراني چون تري براكسيديوم (Tribrachidium) متعلق به پروتروزوئيك جديد در بعضي نقاط يافت شدهاند. حيات در پالئوزوئيك از نظر زيست چينهاي و گسترش و تنوع موجودات زنده ، اكثريت گروههاي بيمهرگان در پالئوزوئيك پسين وجود داشتهاند. مهرهداران به جز پرندگان و پستانداران نيز در اين دوران ظهور نمودهاند. مهمترين گروههاي بيمهرگان از جمله روزنه داران ، اسفنجها، بازوپايان ، نرمتنان ، خارپوستان ، گراپتوليتها ، بريوزوئرها در اين دوران ميزيستهاند. كامبرين بعضي از جانوراني كه در تشكيلات كامبرين مشاهده شدهاند، از اين جانوران مرجانها را ميتوان نام برد، خارپوستان نيز در اين دوره ظهور نمودهاند، از نرمتنان وجود دوكفهايها مشكوك است و از شكم پايان هم جز چند نمونه ساده آثار بيشتري باقي نمانده است. تريلوبيتها سخت پوستان دريايي هستند كه در اوايل دوران پالئوزوئيك ظاهر شده و در اواخر همين دوران از بين رفتهاند. اردوسين گذر بين اردوسين و كامبرين معمولا بر اساس گراپتوليت و گونههاي جديد كنودونتها تعيين شده است. گذر فوقاني اين دوره با سيلورين نيز بر پايه فسيلهاي گراپتوليتها و كنودونتها استوار است. سه گروه از جانوران در كامبرين ظاهر شدهاند اما تنوع و گسترش آنها مربوط به دوره اردوسين است.اين جانوران عبارتند از : بازوپايان لولادار ، گراپتوليتها و كنودونتها. فسيل مرجانهاي شاخي شكل يا مرجانهاي چيندار و مرجانهاي تابولاتا و استروماتوپروئيدها از سازندگان ريفهاي مرجاني اين دوره بشمار ميروند. كرينوئيدها ، بريوئيدها و بريوزوئرها نيز در اين دوره ظهور نموده و گسترش يافتهاند. فسيل ماهيهاي زردهدار كه از نخستين مهرهداران بودهاند در رسوبات متعلق به اردوسين ديده شدهاند. سيلورين گذر از اين دوران با فسيل گراپتوليتي به نام گليپتوگراپتوس مشخص شده است. علاوه بر گراپتولتها ، براكيوپودها ، مرجانها و كنودونتها نيز در اين دوره گسترش و توسعه فراوان داشتهاند. تعدادي از ترلوبيتها در اين دوره ميزيستهاند. ظهور ماهيهاي حقيقي و همچنين ماهيهاي زرهدار نيز متعلق به اين دوره بوده است. نخستين جانوران خشكي هم در سيلورين ديده شدهاند. دونين پيشروي دريا در اين دوره باعث افزايش مرجانهاي روگوزا و تابولاتا كه گاهي تا چندين متر بالاتر از سطح درياوبه وسعت چند كيلومتر ديده ميشوند گرديد. بيمهرگان از جمله بازوپايان و دوكفهايها در اين دوره فراوان بودهاند. از براكيوپودها اسپريفريده ، رينكونليده و استروفومنيده تنوع زيادي داشتهاند.در اوائل اين دوره آمونوئيدها كه نرمتنان با صدف پيچيده بودند به جاي ناتيلوئيدها كه صدف مستقيم داشتند فراوان شدند. گرچه دونين به نام دوره ماهيها مشهور شده است ولي تعداد گونهها در اين دوره بيشتر از دورههاي بعد نبوده است. اولين حشره در دونين ظهور مييابد. گراتپوليتها از بين رفتند و تريلوبيتها رو به كاهش گذاردند. كربونيفر براكيوپودها ، كرينوئيدها و بريوزوئوها از فسيلهاي مهم اين دوره به شمار ميروند. بعضي از موجودات از جمله مرجانهاي تابولاتا و استروماتوپوروئيدها كه دورههاي قبلي قسمت مهمي از رديفهاي مرجاني را تشكيل ميدادهاند در كربونيفر ناپديد شدند. پرمين تريلوبيتها تقريبا در اين دوره از بين رفتهاند. در پرمين آثاري از خزندگان مشهور است. بطور كلي مهرهداران پرمين با كربونيفر اختلاف زيادي نداشتهاند. حيات در مزوزوئيك ترياس بعضي از بيمهرگان ترياس مرجانهاي چهار تيغهاي بودهاندكه تا اواسط دوره ترياس زندگي كرده و بعد از بين رفتهاند. در دوره ترياس خزندگان تنوع و گسترش زياد داشتهاند. علاوه بر خزندگان خشكي ، خزندگاني هم در درياها و كنار مردابها بسر ميبردهاند. ظهور اولين حشره با دگرديسي كامل و اولين پستاندار مربوط به اين دوره است. ژوراسيك اولين پرندگان در ژوراسيك ظهور نمودهاند. نخستين قورباغه شبيه به انواع امروزي در اين دوره ظهور نموده است. گسترش دايناسورها در اين دوره زياد است. كرتاسه علاوه بر مهرهداران قبلي در اواخر دوران ميانه زيستي پستانداران كوچكي به ظهور ميرسند. در اواخر دوره كرتاسه دايناسورها از بين ميروند. حيات در سنوزوئيك دوراني است كه پرندگان در هوا و پستانداران در روي زمين تنوع و گسترش يافتند و زمين خود را براي فرمانروايي انسان آماده كرد. در اواخر كرتاسه داينوسورها ، آمونوئيدها ، رودسيتها و خزندگان دريايي به كلي نابود شدند. فقط گروههايي از نرمتنان، ماهيهاي استخواني و گونههاي ديگر كه شبيه نمونههاي عهد حاضرند باقي ماندند.پستانداران كه در ابتداي اين دوره داراي جثهاي كوچك بودند كامل و گسترش يافتند و به وضع كنوني در آمدند. نهنگها در اين دوران ظهور و تكامل يافتند. پنگوئنها ، خوكها و شيرهاي دريايي در دوره پالئوژن حضور يافتهاند. فسيل خفاشها را نيز مربوط به ائوسن دانستهاند. در دوره ائوسن جانوران سمدار ظهور يافتند. حيات در نئوژن تعداد نهنگها در اين دوره افزايش يافت. جانوران خشكي از قبيل گوزنها ، گاو ، زرافه ، خرس ، خوك افزايش قابل ملاحظهاي يافتند. از مهمترين گونههايي كه در اين دوره ظهور يافتند ميتوان گونههاي جديد ميمونها را نام برد. در طول عمر دوره نئوژن تكامل مهرهدارن و پستانداران و افزايش گونههاي ديگر جانوري مثل مارها ، مرغهاي آوازخوان ، قورباغهها ، خفاشها ، جوندگان ، ميمونها اتفاق افتاده است. كواترنري پيدايش انسان در دوره كواترنري صورت گرفته است. دوره كواترنري با توسعه فيلها ، شترها و ديگر پستانداران امروزي مشخص ميگردد و بالاخره از موجودات خشكي نواحي سرد ميتوان فيل ماموت را نام برد
+ نوشته شده در ساعت 17:17 توسط سید کمال الدین امامی
|
،،،،،،،، بِسْمِ اللّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِيمِ اللّهُ لاَ إِلَهَ إِلاَّ هُوَ الْحَيُّ الْقَيُّومُ لاَ تَأْخُذُهُ سِنَةٌ وَلاَ نَوْمٌ لَّهُ مَا فِي السَّمَاوَاتِ وَمَا فِي الأَرْضِ مَن ذَا الَّذِي يَشْفَعُ عِنْدَهُ إِلاَّ بِإِذْنِهِ يَعْلَمُ مَا بَيْنَ أَيْدِيهِمْ وَمَا خَلْفَهُمْ وَلاَ يُحِيطُونَ بِشَيْءٍ مِّنْ عِلْمِهِ إِلاَّ بِمَا شَاء وَسِعَ کُرْسِيُّهُ السَّمَاوَاتِ وَالأَرْضَ وَلاَ يَؤُودُهُ حِفْظُهُمَا وَهُوَ الْعَلِيُّ الْعَظِيمُ لاَ إِکْرَاهَ فِي الدِّينِ قَد تَّبَيَّنَ الرُّشْدُ مِنَ الْغَيِّ فَمَنْ يَکْفُرْ بِالطَّاغُوتِ وَيُؤْمِن بِاللّهِ فَقَدِ اسْتَمْسَکَ بِالْعُرْوَةِ الْوُثْقَىَ لاَ انفِصَامَ لَهَا وَاللّهُ سَمِيعٌ عَلِيمٌ