----آغاز حيات مقدمه مساله منشا حيات و چگونگي ظهور جانداران در روي كره زمين در زمره مسائلي است كه از قديم‌ترين اعصار مورد توجه انسانها بوده و امروزه نيز به عنوان يك سوال زنده براي اذهان انسانها مطرح است. در طول تاريخ انديشه بشر نظريه‌هاي گوناگوني در اين باره ارائه شده است. نحوه نگرش و قضاوت انسانها روي اين دو نكته تاثير اساسي در شكل‌گيري نظريه‌هاي مرتبط با منشا حيات دارد.حيات پديده يا خصلتي نيست كه به يكسان روي تمام هستي مادي توزيع شده باشد و يا به تعبير ديگر در همه اشيا ، يعني تمام تجمعهاي ماده تظاهر كند. تنها بخشي از اشياء جهان زنده‌اند و بين زنده‌ها و غير زنده‌ها حالات بينابين يا حد واسط وجود ندارد.كالبد جانداران از يك سري عناصر و مواد تشكيل مي‌يابد كه در محيط غير زنده نيز وجود دارند. فرضيه پيدايش خودبخودي منظور از پيدايش دفعي يا خلق‌الساعه حيات آن است كه موجودات زنده مي‌توانند به صورت يكباره يا دفعتا از محيط غير زنده نشات بگيرند. اين فرضيه در يونان قديم رواج گسترده داشته، ارسطو فيلسوف و دانشمند برجسته قرن سوم قبل از ميلاد از معتقدين اين نظريه بوده است. در ميان ملل اروپايي تا اواخر قرن 18 نه تنها در ميان عوام بلكه دانشمندان ، معتقدين به اين نظريه اكثريت قاطع داشتند.دليل اصلي روي آوردن مردم به اين نظريه آن بوده كه در برخي از موارد موجودات زنده به صورت يكباره در محيطهايي ظاهر مي‌شدند كه قبلا موجود زنده در آنها حضور نداشته مانند پيدايش كرم در آبهاي راكد و لجن‌زارها ، ظهور حشرات در روي شاخ و برگ درختان قبل از فرا رسيدن بهار ، پيدايش كرم در فضولات و اجساد حيوانات و .... معتقدين به نظريه پيدايش خلق‌الساعه باور دارند كه حيات به دليل تاثير علل يا در نتيجه وجود شرايط خاص پديدار مي‌شود نه اينكه منكر تاثير علل يا معتقد به بي‌نيازي از شرايط و احوال خاص باشند. فرضيه ازلي بودن حيات اين ديگر به صورت همزمان از طرف پاستور دانشمند فرانسوي و ورنادسكي دانشمند ميكروبيولوژيست روسي در اواخر قرن 19 ارائه شده و علت روي آوردن به اين ديدگاه رد فرضيه قبلي است. نتيجه طبيعي اين نحو نگرش درباره جانداران آن است كه بايد پذيرفت جانداران يا حيات هميشه وجود داشته و به عبارت ديگر نقطه پديد آمدن ندارد. مفهوم واضح‌تر اين ديدگاه آن است حيات پديده‌اي نيست كه نقطه مشخصي براي شروع داشته باشد بلكه پديده‌اي است كه از نظر زماني بي‌آغاز يا ازلي است.از جمله ايرادهايي كه بر اين نظريه وارد مي‌شوند اين است كه اولا كره زمين يا مهد حياتي كه ما مي‌شناسيم ازلي نيست بلكه خود زمين در يك مقطع زماني پديد آمده است. ثانيا اگر به فرض كره زمين نيز ازلي بوده باشد شرايط كره زمين بالاخص در اولين دوره هاي شكل‌گيري به دليل داشتن حرارت بسيار زياد ، مناسب براي بقاي جانداران نبوده‌اند. توجه به اين نكات موجب ارائه فرضيه‌هاي ديگر شده است. ديدگاه انتقال كيهاني انسانها از دير باز متوجه بوده‌اند كه گاه و بي‌گاه سنگهايي كه به احتمال قوي از متلاشي شدن كرات ديگر حاصل شده‌اند از اتمسفر زمين مي‌گذرند و بر روي سطح زمين سقوط مي‌كنند. ملاحظه اين مطلب ذهن برخي از انسانها را متوجه اين احتمال نموده كه ممكن است اولين موجودات زنده در روي اين قبيل سنگها و يا در داخل شكافهاي آنها به كره زمين منتقل شده باشد. از سوي ديگر در اواخر قرن 19 متخصصان فيزيك به مساله ورود ذرات يونيزه از فضاي كيهاني به طرف اتمسفر زمين پي بردند.برخي از آنها و از جمله آرنيوس فيزيكدان سوئدي اين احتمال را مطرح كردند كه ممكن است تخم و جوانه جانداران به دليل اخذ حالت يونيزاسيون و همانند ذرات يونيزه به طرف كره زمين هدايت شده باشد. ايراد اساسي كه بر فرضيه انتقال كيهاني وارد مي‌شود اين است كه اگر اين ديدگاه به فرض محال نيز درست باشد، سوال اين است كه حيات در كره مبدا چگونه پيدا شده است؟ به بيان ساده‌تر فرضيه انتقال كيهاني مساله پيدايش حيات را پاسخ نمي‌دهد بلكه در نهايت امر اين سوال را به كره ديگري حواله مي‌نمايد. فرضيه پيدايش تدريجي حيات اين فرضيه از طرف يك دانشمند به تنهايي ارائه نشده است بلكه عده‌اي از زيست شناسان از حدود 80 سال پيش بخشهاي مختلف اين نظريه را مطرح كردند. اركان اصلي اين فرضيه به قرار زير است. موجودات زنده به صورت يكباره از محيط منشا نگرفته‌اند، بلكه پيدايش حيات در طي مراحل متعدد صورت گرفته است.براي ظهور حيات ، تنها پيدايش آرايش مطلوب در عناصر كافي نبوده در نتيجه منشا مادي دارد.انرژي لازم يا صورتهاي مختلف انرژي براي برهم زدن آرايش ماده غير زنده و ايجاد آرايش مقتضي براي ظهور حيات در روي زمين فراهم بوده است. تكامل شيميايي منظومه شمسي در حدود 10 ميليارد سال پيش به صورت گوي چرخنده بسيار گرم مركب از گازهاي اتمي بوجود آمده است. خورشيد هنگامي تشكيل شد بيشتر اين گازها كه در ميان آنها اتمهاي هيدروژن فزوني داشتند به سوي مركز گوي كشانده و متراكم شدند. زمين در حدود 4.5 تا 5 سال پيش بوجود آمد و در آغاز به صورت توده تابنده‌اي از هيدروژن و ديگر عنصرهاي آزاد بود. با گذشت زمان اين گازهاي سطحي باهم تركيب شده و چند ماده مركب را بوجود آوردند كه عبارت بودند از: آب ، متان ، آمونياك ، دي‌اكسيد كربن ، اسيد سيانيدريك و مولكولهاي هيدروژن.سرانجام دماي لايه‌هاي بيروني زمين به آن اندازه كاهش يافت كه بعضي از گازها توانستند به مايع تبديل شوند و بعضي از مايعات به جامد تبديل شدند. سرانجام دماي زمين به درجه اي پايين آمد كه براي بقاي موجودات زنده مناسب بود. اما نخستين موجود زنده از كجا بر زمين آمد؟ ممكن است كه مواد غير آلي ساده تحت تاثير انرژي تخليه‌هاي الكتريكي اتمسفر و نيز انرژي تابشهاي خورشيدي تركيبات آلي گوناگوني را بوجود آورده باشند كه در درياهاي اوليه جمع شدند. در نقطه‌اي از جريان تكامل شيميايي ، ممكن است كه تكامل زيست شناختي آغاز شده باشد. تكامل زيست شناختي اگر حيات از اين راه بر زمين آغاز شده باشد پس قبول اينكه رويدادهاي حساس پيدايش سلول در پهنه اقيانوس به وقوع نپيوسته بلكه در امتداد سواحل اقيانوسهاي اوليه رخ داده‌اند. ذرات ماسه و گل رس سواحل ، سطوحي فراهم آورده‌اند كه مولكولهاي موجود در آب اقيانوس توانسته‌اند روي آنها بهم بچسبد و تبخير آب تراكم اينگونه مولكولها را افزايش داده است. حفره‌هاي ميكروسكوپي ماسه محتوي مواد آلي ساده متراكم مي‌توانستند زادگاههاي نخستين سلولها بوده باشند. نخستين سلولها از مواد موجود بر سطح يا نزديك به سطح سياره زمين به صورتي خودبخودي پديد آمده باشند.ولي آيا نخستين سلولها بر اين سياره پديد آمده است؟ بر اساس تحقيقات نظري بعضي از دانشمندان ، حيات در جاي ديگر بوجود آمده و سپس سياره زمين را كه به اندازه كافي سرد شده بود اشغال كرده است. نخستين سلولها با هر خاستگاهي كه داشته باشند به صورت جانداران جديدي تكامل يافتند و شايد جالب‌ترين نمود آنها هم همين باشد، يعني با سر آغازي چنان كوچك توانستند صاحب سرانجامي چنين بزرگ شوند. تكامل همواره مهمترين نشان ماده زنده بوده است. و امروزه نيز اين ماده زنده مدام در حال تكوين و تغيير است و هيچ گاه پايان نمي‌يابد. مگر وقتي كه آخرين جرقه‌اش خاموش شود. آغاز حيات از ديدگاه قرآن در سوره مباركه سجده آيه‏اي است كه مي‏رساند همان طوري كه آدم ابوالبشر با نفخه الهي بوجود آمد، همه افراد بشر با همان امداد و همان افاضه كه‏ اسمش در تفسير قرآن نفخه است بوجود مي‏آيند. مي‏فرمايد: خدايي كه هر چه آفريد، نيكو آفريد. آغاز خلقت انسان را از گل قرار داد، بعد نسل او را از خلاصه و شيره كشيده آب پست قرار داده است، سپس آن نسل را تعديل كرد و از روح خويش در آن دميد و براي شما گوش و چشمها و دلها قرار داد. اما كم سپاسگزاري مي‏كنيد. در آيه ديگر در سوره اعراف مي‏فرمايد: شما را آفريديم، بعد صورت بخشيديم، بعد امر كرديم‏ فرشتگان را براي شما خضوع كنند و فقط شيطان ابا كرد. آن كس كه گفته شد براي او خضوع كنيد همان است كه در آيات ديگر نسبت نفخ روح را به او داده است

برای دیدن ادامه مطلب کلیک نمایید